۱۱ مرداد | حجتالاسلام قمی نوشت؛
مردم از کسانی که در برابر جنایات دشمن سکوت کردهاند خشمگین هستند
مرکز هنری رسانهای نهضت | حسین شکیبراد، از تغییر نقش کودکان در برنامههای قرآنی میگوید
سالها نقش مخاطب در برنامههای قرآنی، روشن و تکراری بود؛ کودک پای تلویزیون مینشست، برنامه را تماشا میکرد و اگر قرار بود مشارکتی برای او تعریف شود، معمولا به ارسال یک پیامک، پاسخ دادن به یک سؤال یا نهایتا یک تماس تلفنی محدود میشد. در برنامههای قرآنی معارفی که تابه حال ساخته میشد، معمولا کودکان منفعل و تنها تماشاگر آنچه بودند که در جعبه جادو اتفاق میافتاد.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، سالها نقش مخاطب در برنامههای قرآنی، روشن و تکراری بود؛ کودک پای تلویزیون مینشست، برنامه را تماشا میکرد و اگر قرار بود مشارکتی برای او تعریف شود، معمولا به ارسال یک پیامک، پاسخ دادن به یک سؤال یا نهایتا یک تماس تلفنی محدود میشد. در برنامههای قرآنی معارفی که تابه حال ساخته میشد، معمولا کودکان منفعل و تنها تماشاگر آنچه بودند که در جعبه جادو اتفاق میافتاد.
حسین شکیبراد، فعال فرهنگی حوزه نوجوانان عنوان کرد: محفل ستارهها» تلاش کرد این معادله را تغییر دهد؛ کودک را از پشت قاب تلویزیون بیرون بکشد و به بخشی از جریان برنامه تبدیل کند. اتفاقی که حالا تبدیل شده به یکی از پرسروصداترین برنامههای موفق کودک و نوجوان در کشور که توانسته در رکود برنامههای مناسب این گروه سنی، مخاطب را برای مدت زمانی پای تلویزیون بنشاند. حسین شکیبراد، فعال حوزه نوجوان، این تغییر را مهمترین نقطه تمایز برنامه میداند؛ تغییری که میتواند آغازگر رابطهای عمیقتر میان کودک و مفاهیم قرآنی باشد.
کودکان میدانداری میکنند
شکیبراد به عنوان تولیدکننده برنامههای تلویزیونی، مخاطب برنامه «محفل ستارهها» را بیشتر کودکان دانست وافزود: این برنامه را نباید در زمره تولیدات موفق حوزه نوجوان قرار داد؛ چرا که بخش عمده مخاطبان آن را کودکان زیر ۱۲ سال تشکیل میدهند و تنها بخش محدودی از نوجوانان، آن هم در جایگاه شرکتکننده، در برنامه حضور دارند.
او اظهار کرد: راه ورود به دنیای نوجوان با کودک کاملا متفاوت است. موفقیت «محفل ستارهها» بیش از آنکه در حوزه نوجوان باشد، در ارتباط با مخاطب کودک معنا پیدا میکند؛ جایی که برنامه تلاش کرده کودک را از حالت انفعال خارج کند و نقش فعالتری برای او تعریف کند.
از تماشا تا مشارکت
شکیبراد گفت: آنچه «محفل ستارهها» را از بسیاری از برنامههای مشابه متمایز میکند، صرفا اجرای مسابقه یا حضور کودکان در استودیو نیست؛ بلکه تغییری است که در نقش مخاطب ایجاد کرده است. در اینجا، کودک دیگر تنها بیننده اتفاقاتی نیست که روی آنتن رخ میدهد، بلکه احساس میکند میتواند در شکلگیری آنها سهم داشته باشد و خود، یکی از عناصر تأثیرگذار در روند اجرای برنامه محسوب میشود.
او افزود: این نگاه، در پویشها و فعالیتهای برنامه هم دیده میشود؛ جایی که کودک تنها به دیدن یک اجرا یا شنیدن چند آیه دعوت نمیشود، بلکه باید کاری انجام دهد، تجربهای را از سر بگذراند و ارتباط خود را با قرآن، در عمل نشان دهد. همین تفاوت است که بین «مشارکت واقعی و فعال شدن کودک» و «ثبت یک مشارکت آماری» فاصله ایجاد میکند.
مشارکت، با پیامک اتفاق نمیافتد
این تهیهکننده عنوان کرد: سالهاست برخی برنامههای کودک، مشارکت مخاطب را به اقداماتی مانند ارسال یک پیامک، فرستادن یک عدد یا گرفتن عکسی در کنار یک موضوع خاص محدود کردهاند. هرچند این شیوهها میتواند آمار مشارکت را افزایش دهد، اما بهتنهایی قادر نیست تجربهای تربیتی برای کودک خلق کند.
او افزود: اگر ارتباط کودک با قرآن به چنین رفتارهای نمادینی خلاصه شود، به تدریج این خطر به وجود میآید که تصور کند ارتباط با مفاهیم دینی هم در همین حد باقی میماند؛ در حالی که تربیت قرآنی، بیش از هر چیز به تجربه، تکرار و زیستن با مفاهیم نیاز دارد، نه صرفا اعلام حضور در یک مسابقه. البته این به معنای نفی کامل چنین پویشهایی نیست و باید بین این موضوع و برخی پویشهای ملی باید تفاوتهایی قائل شد. در برخی رویدادهای ملی یا بینالمللی، مشارکتهای گسترده مردمی میتواند پیام مهمی را منتقل کند، اما در فرآیند تربیت کودک، این ابزارها زمانی ارزش پیدا میکنند که مقدمهای برای شکلگیری یک رفتار واقعی باشند، نه اینکه خودشان به هدف تبدیل شوند.
شکیبراد گفت: بنابراین، نمیتوان به طور مطلق اجرای برخی پویشهایی را که در قالب برنامهها، کودک را به انجام یک عمل عینی، تجربه شخصی و حضور فعال دعوت میکنند، کنار گذاشت بلکه تا حدودی میتوان از آنها نیز دفاع کرد چرا که ارزش این نوع مشارکت در آن است که کودک احساس میکند خودش هم بخشی از مسیر است، نه این که صرفا تماشاگر برنامه باشد.
مسابقه، آغاز راه است
او افزود: رقابت، جایزه و پویش، اگرچه میتوانند انگیزه اولیه را در کودک ایجاد کنند، اما نباید پایان مسیر باشند. اگر تمام فرآیند تربیتی، به همین فضا محدود شود، ارتباط کودک با قرآن هم ممکن است به دریافت جایزه یا حضور در مسابقه گره بخورد؛ ارتباطی که با حذف آن انگیزههای بیرونی، بهسادگی از بین خواهد رفت و میتواند نتیجه معکوس به همراه داشته باشد.
شکیبراد اظهار کرد: مسیر تربیت، زمانی ماندگار میشود که کودک، آرامآرام از فضای مسابقه فاصله بگیرد و مفاهیم قرآنی را در زندگی روزمره خود تجربه کند. در چنین الگویی، مسابقه، تنها جرقه آغازین است و مقصد نهایی، تبدیل شدن قرآن به بخشی از سبک زندگی کودک است؛ اتفاقی که در سالهای اخیر در برنامه «محفل ستارهها» شاهد آن هستیم.
وقتی کودک احساس اثرگذاری میکند
این فعال فرهنگی گفت: شاید مهمترین دستاورد «محفل ستارهها» همین باشد که کودک را از جایگاه یک تماشاگر صرف خارج کرده است. او حالا احساس میکند میتواند دیده شود، نقش داشته باشد و بخشی از جریان برنامه باشد؛ احساسی که به مرور، اعتمادبهنفس او را نیز تقویت میکند و زمینه حضور فعالترش را در خانواده، مدرسه و دیگر عرصههای اجتماعی فراهم میسازد.
او افزود: ارزش واقعی این تجربه در همین تغییر نگاه نهفته است؛ تغییری که اگر در کنار نقش خانواده، مدرسه و دیگر نهادهای تربیتی ادامه پیدا کند، میتواند ارتباط کودک با قرآن را از یک تجربه مقطعی تلویزیونی، به بخشی از زندگی روزمره او تبدیل کند.
منبع: آنا
2026-08-02
T
T